۱۴ آبان ۱۳۹۷
آبان ۱۴, ۱۳۹۷

موقعیت شغلی مناسب

آبان ۱۴, ۱۳۹۷ ۰ دیدگاه

موقعیت شغلی مناسب

چه شغلی انتخاب کنم؟ شغل مناسب من چیست؟ برای انتخاب شغل آینده‌ام باید چه معیارهایی را درنظر بگیرم؟ اینها سوالاتی است که همۀ ما به نوعی در برهه‌های مختلف سنی با آنها سروکار داشته‌ایم. وجود انواع تست علاقه شغلی و تست شخصیت شغلی و مراجعین متعدد به این تست‌ها هم نشان از جدی بودن این دغدغه در بین ما دارد. در این نوشته نمیخواهم در مورد این تست‌ها و دقت آنها در پیدا کردن شغل مناسب حرف بزنم. اما در این مورد مطالبی در ذهن داشتم که تصمیم گرفتم اینجا مکتوبشان کنم.

موقعیت شغلی مناسب

 

 

در مورد انتخاب شغل مناسب و معیارهای انتخاب شغل قائل به سه‌گانه‎‌‌ای هستم:

 

علاقه

مهارت

نیازِ بازار

 

بنظرم برای انتخاب شغل مناسب و کنکاش درباره شغل آینده باید به هر سۀ این موارد توجه کنیم و عدم توجه به هریک از این سه معیار انتخاب شغل، آسیب‌هایی را به همراه دارد که در مورد آنها در ادامه خواهم نوشت.

نقش علاقه در انتخاب شغل مناسب

 

از قدیم الایام این تعابیر در مورد انتخاب رشته تحصیلی و انتخاب شغل را بارها شنیده‌ایم که: “دنبال شغلی/رشته‌ای برو که به آن علاقه داری”. اینکه «کاری که به آن علاقه داریم را با کیفیت بهتری انجام خواهیم داد»، واقعیتی انکارناپذیر است.

 

در این مورد چند نکته به ذهنم میرسد:

 

۱

 

برداشتِ ما از چیزی که به آن علاقه داریم ممکن است با آنچه که در مقام عمل تجربه می‌کنیم مطابق نباشد. مثلا من فرض میکنم که از “معلمی” خوشم می آید ولی بعد که “معلمی” را تجربه میکنم، می‌بینم این، آنی نبوده که من میخواستم؛ یا فلان فاکتور را در این شغل و علاقه‌ای که به آن برای خودم متصور بودم لحاظ نکرده بودم.

 

یادم هست اوایل سال پیش‌دانشگاهی بودم. فقط میدانستم که از حل کردن مسائل ریاضی و فیزیک لذت بسیار زیادی می‌برم، یادم هست سوالات المپیادهای ریاضی و فیزیک و کامپیوتر هم چالش بسیار جذابی برایم بودند.

 

نمیدانستم رشتۀ دانشگاهی چیست؟ اصلا مهندس برق و مکانیک قرار است چه کاری بکنند؟

 

در آن سن، درکِ من از دنیایِ بعد از دانشگاه و مهندس شدن بسیار کم بود.

 

در آن سالها، انگار قرار هم نبود کسی که دستش به این دو رشته میرسد، رشته‌ای غیر از این دو را انتخاب کند.

 

یک بندۀ خدایی در همان روزها از راه رسید و نمیدانم (یادم رفته!) با چه استدلالی به من ثابت کرد که بله، برای من مکانیک مناسب است و برق مناسب نیست و این چنین بود که فهمیدم به مکانیک علاقه دارم!

 

یادم هست تا سالها بعد از شروعِ دانشجویی هم، با اطمینان بالای منبر میرفتم و از علاقۀ وافرم به مهندسی مکانیک میگفتم. اما  هرچه گذشت از گرمای این خطبه‌های شورانگیز کاسته شد.

 

حالا که فکر میکنم، می‌بینم من اصلا به صورت جدی دنبال این نبودم که واقعا به چه شغلی علاقه دارم؟ انگار این مسئله نباید زیاد دغدغه ما می‌بود؛ یا اگر هم دغدغه بود مجبور به انتخاب از بین گزینه‌های موجود بودیم. در این مورد، درد و دل زیاد است که برخی از آنها را قبلا در مطلبی مستقل نوشته‌ام:

 

آینده شغلی و بازار کار : ریاضی یا تجربی؟ (ده نکته در مورد انتخاب رشته و حرفهای مرتبط)

 

اصلا من چه میدانستم علاقه به شغل چیست؟ چه میدانستم شغل مورد علاقه به چه شغلی میگویند؟

 

چه میدانستم مهندس مکانیک قرار است چه کاری انجام دهد؟

 

بگذریم.